هسته اصلي گروه در دبيرستان كمبريج شكل گرفت.
اولين كارهايشان را با همكاري كمپانيThompson Private Recording با نامهاي "Lucky love "عشق خوشبخت و من يک زنبور ملکه هستم (I am a king Bea) ضبط كردند . با نشر اين آلبوم توجه سازمان خودياری كه مركز آن در مدرسه آزاد لندن بود (Landon free school) را به خود جلب كردند. اعضاي اين موسسه John happy Hapkins و Perte Jenner (پيت جنر) اندروكنيگ Andrew king و جوبويد Joe Boyd بودند .شروع به چاپ روزنامه اي به نام International Times (تايمز بين المللي )نمودند. اين روزنامه در 5 اكتبر 1966 در رندهوس Round house لندن چاپ شد . با كمك اين روزنامه بود كه Pink Floyd مهمترين كار خود را عرضه كرد در ماههاي بعد در كلوپ Ufo كه تازه تاسيس شده بود شوهائي را اجرا كردند. تك آهنگهايشان با شوها خيلي فرق داشتند تك آهنگ (Arnold Loyne) آرنولد ليون شماره 20 بريتانيا بود. “ بازي اميلي را تماشا كنيد“ ” See Emily Play“ در جولای سال 1967 آهنگ شماره 6 شد. ”سيبها و پرتقالها“ Apples and oranges و مرد سبزي "Vegetable man" آخرين جيغت را بكش “ Scream your last scream تك آهنگهاي بعدي بودند. بالاخره برت در ماه آوريل همان سال از گروه جدا شد و به تنهايي به كاركردن ادامه داد. آنهابا نبودن ترانه سراي اصلي شان باز هم به كار خود ادامه دادند. و آهنگهاي " كنترل قلب خورشيد" را در دست بگير“Set the control for the heart of the sun “ و ” It would be so nice“(خيلي خوب مي شد) را اجرا كردند. در آسمان به من اشاره كن (Point me at the sky) اولين آلبوم از سري آلبومهاي آنها ساخته Ron Geesin رون گيسين بود. اين آلبوم شامل آهنگهاي كلاسيك بود كه يكي از برجسته ترين آنها ”يكي از همين روزها“ (One of these Days) و آهنگ حماسي Echoes (پژواك) نام داشت. اين موفقيتها دشمني داخلي كه بين اعضای گروه پيش آورده بود را حل نكرد. دشمني ديرينه بين وارترز و رايت كه همراه برت گروه را ترك كرد، منتهي به رفتن رايت در سال 1979 شد.
راجر از ابتدای شهرت گروه اعتراض خودش را چه در اهنگها و چه در مصاحبه ها اعلام ميکرد:((در يک تور[در امريکا] دائم به افراد ميگفتم:از اين تور خوشم نمی ايد...و انها ميگفتند:ا!راستی؟ميدونی امروز بيشتر از چهار ميليون دلار کاسب شديم؟..ميدونی ۹۸۰۰۰ هزار تماشاچی يعنی چه؟؟...و به مرور زمان برای من معلوم شد که تنها چيزی که برای انها مهم است پول است که دليل روی اوردن من به موسيقی نبود))
بعد از البوم final cut راجر اعلام ميکند که گروه از مسير خودش کاملا منحرف شده و بايد گروه منحل بشه.دو مرد ديگر (گيلمور و ميسون)مخالفت می کنند .راجر در يک سمت خواهان امتياز پينک بوده و ان دو نفر در سمتی ديگر.سرانجام راجر در انتها اعلام کرد که امتياز استفاده از نام پينک را نمی خواهد.گيلمور در اين مورد می گويد:((وکلايش به او فهماندند که هيچ شانسی برای پيروزی ندارد در نهايت پولی هم به او داديم او دليل محکمه پسندی برای دادگاه نداشت.گروهی که توانسته سالهای سال با موفقيت به کارش ادامه دهد دليلی ندارد به دليل خروج يکی از اعضايش متوقف شود و بقيه اعضای گروه از کار بازبمانند)) شايد بزرگترين گروه موسیقيه راک با رفتن نظريه پرداز -اهنگساز و ترانه سرای خود به پايان راه رسيد.راجر بعد از ان با گروهی جديد مسير قبلی خويش را ادامه داد و ديگر اعضا نيز با نام پينک کار خود را ادامه دادند. |

