What shall we do now - Pink Floyd

آهنگ حالا چه کار می کنيم؟ در اصل از آلبوم ديوار حذف شده و آهنگ Empty Spaces جاش رو گرفته، در حالی که توی فيلم ديوار از آهنگ اولی استفاده شده، و همين طور در کنسرت ها. اين آهنگ يکی از اصلی ترين مفاهيم آلبوم ديوار رو داره،‌ يعنی نياز های ساختگی و تصنعی دنيای مدرن، نيازهايی که برای ما ساخته ميشه، نه اين که واقعا وجود داشته باشه!
خواننده آهنگ واترزه، و توی کنسرت برلين هم برايان آدامز اين آهنگ رو خونده.
آهنگ بسيار سياه و دلگير کننده شروع ميشه،‌ با صدای خفه گيتار و بيس دلهره آور، طوری که انگار می خواد خبر ناگواری رو بده! همچنين صدای پيانو هم به اين فضای وحشتناک دامن می زنه... توی فيلم دو تا گل رو می بينيم که سمبل مرد و زن هستن،‌ اينا کمی با هم ور ميرن! و وقتی گل نر توی گل ماده فرو ميره صدای بيس دلهره عجيبی رو ايجاد می کنه و دو پرنده از کنارشون پرواز می کنن (يعنی عشق ديگه از بين ميره - منبع: وبلاگ ديوار) و اون دو تا گل تبديل به دو هيولا ميشن که سعی در نابودی همديگه دارن.. تا اين که گل ماده گل نر رو می بلعه و تبديل به يه پرنده مخوف ميشه و ميره..

?What shall we use to fill the empty spaces
?Where waves of hunger roar
?Shall we set out across the sea of faces
?In search of more and more applause

با چه چيزی می توانيم فضاهای خالی را پر کنيم،
که امواج اشتياق در آن جا خروشانند؟
از اين سو به آن سوی دريای چهره ها، سفری را آغاز کنيم؟
به جستجوی تشويق های بيشتر و بيشتر؟

اين نيازهای کاذب به امواج اشتياق تشبيه شده. وقتی که چيزی رو ما نداريم، و ديگران دارن، يا اين که برامون مرتب تبليغ ميشه،‌ احساس می کنيم بدون اون،‌ چيزی رو کم داريم و مدام در جستجوی اين هستيم که اونو به دست بياريم...

اين جا ديگه آهنگ شکل اصلی خودش رو پيدا می کنه،‌ و دو بار اون جيغ معروف فيلم ديوار رو می شنويم. توی فيلم ديوارهايی رو می بينيم که کشيده ميشن،‌ از روی گل رد ميشن و به سيم خاردار تبديلش می کنن، قلعه ای قديمی رو در هم می شکنن و يه هتل می سازن... وارد دنيای مدرن ميشيم، در حالی که صورت هايی از ديوار بيرون ميان و جيغ می زنن که نشون ميده فرياد اين ها رو خفه کردن...

دوباره واترز می خونه (البته توی کنسرت برلين اين جا رو آدامز می خونه):

?Shall we buy a new guitar
?Shall we drive a more powerful car
?Shall we work straight through the night
?
Shall we get into fights

آيا گيتاری جديد بخريم؟
يا ماشينی قدرتمندتر داشته باشيم؟
يا تمام شب را کار کنيم؟
يا وارد معرکه بشويم؟

واقعا زيباست... هميشه دنبال اين هستيم که چه چيزی نو اومده تا بخريمش... چه مدی جديد اومده تا بريم دنبالش.. چه کار کنيم تا از بقيه عقب نمونيم...

?Leave the lights on
?Drop bombs
?Do tours of the east
?contract diseases

چراغ ها را روشن بگذاريم؟
بمب بيندازيم؟
توری به شرق داشته باشيم؟
با بيماری ها قرارداد ببنديم؟

شايد مد روز اين باشه که شب چراغ ها خاموش نشه! يا مد بشه که همه يه سفری به شرق برن... فقط در اضطراب اين هستيم که ببينيم چی جديده که يه وقت از جامعه عقب نمونيم!

?Bury bones
?Break up homes
?Send flowers by phone
?Take to drink
?Go to shrinks
?Give up meat
?Rarely sleep
?Keep people as pets
?Train dogs
?Race rats
?Fill the attic with cash
?Bury treasure
?Store up leisure
But never relax at all
.With our backs to the wall

استخوان ها را چال کنيم؟
ارتباطمان را با بقيه قطع کنيم؟
تلفنی گل بفرستيم؟
مدام و مدام بنوشيم؟
پيش روانپزشک برويم؟
دست از غذاخوردن بکشيم؟
به ندرت بخوابيم؟
افراد را مانند حيوانات دست‌ آموز نگه داريم؟
به سگ ها آموزش دهيم؟
بين موش ها مسابقه بگذاريم؟
اتاق زيرشيروانی را با پس اندازمان پر کنيم؟
گنج ها را دفن کنيم؟
لذت ها را انبار کنيم؟
اما هرگز آرامش نداشته باشيم،
در حالی که پشت به ديوار کرده ايم...

همه ما پشت به اين ديوار کرديم و نمی دونيم مشکلمون از کجاست،‌ فقط اين رو می دونيم که يک لحظه هم آرامش نداريم! فقط در تکاپوی اين که يه وقت از جامعه عقب نمونيم...