ميريم سر وقت آلبوم استثنايی The Wall و آهنگ بسيار زيبای Hey You. يه نکته مهم، اينه که آلبوم The Wall يک آلبوم مفهومی هستش و در حقيقت کليت آلبوم مفهومی يکپارچه داره و شايد درست نباشه يک آهنگ رو جدا از آلبوم بررسی کنيم، اما به هر حال! Hey you, out there in the cold آهای! تو که در آن سرما، تنها و پير می شوی، احساس تنهايی شديد! Hey you, out there on your own آهای، تو که تک و تنها، دقيقا احساس يک کسی که از همه جا دور افتاده، احساس می کنه کسی بهش توجه نمی کنه و می خواد به هر نحوی که شده با يکی ارتباط برقرار کنه. ديوار بسيار بلندی دور خودش کشيده و نمی تونه ازش رهايی پيدا کنه، در عين حال که تمام تلاشش اينه که روزنه ای پيدا کنه و بتونه دوباره با ديگران رابطه داشته باشه. منظور از سنگ، احتمالا درد و رنجه. کسی که دردی داره معمولا سعی می کنه با ديگران قسمتش کنه، ولی حالا که کسی رو نداره خودش مجبوره اين سنگ سنگين رو به دوش بکشه و کسی هم نيست که کمکش کنه. جنس اين تنهايی از بقيه تنهايی ها نيست! گاهی انسان تنها ميشه، اما هر لحظه امکانش هست که کسی آدم رو از تنهايی دربياره. اين جا کسی تنها شده و ديگه هيچ اميدی به شکستن اين تنهايی نداره! نکته جالب ديگه نحوه نگاه فرد به ديگرانه! نگاه ما به ديگران در حقيقت بازتاب درونيات خودمونه. وقتی خوشحاليم، همه رو شاد می بينيم... حالا به وضوح با توجه به نحوه نگاه فرد به ديگران، متوجه ميشيم که خود فرد چه حالت هايی داره. اين خود فرد هست که تنهاست و ديگران رو تنها می بينه، منتظره کسی صداش کنه، پای تلفن نشسته و منتظره کسی بهش زنگ بزنه (که هرگز اين اتفاق نمی افته!) و ... اين قسمت سولوی بسيار زيبا و بسيار معروف گيلمور هستش که بر اين احساس تنهايی دامن می زنه. سولو با دو گيتار اجرا شده، يکی برای آکورد گرفتن و ديگری برای اجرای خود سولو. و اين قسمت رو که خيلی دوست دارم واترز می خونه: But it was only fantasy اما همه اش خواب و خيال بود، از زاويه ای ديگه جريان رو نگاه می کنيم، کسی به خواسته هاش توجه نشون نميده، يا حتی اصلا کسی صداش رو نمی شنوه، ديواری که کشيده به قدری بلند هست که نمی تونه ازش فرار کنه و همون جا می مونه، در اسير کرم ها... بعد از اين قسمت صدايی با سينتسايزر نواخته ميشه که دقيقا حس اين قسمت رو ميده، و به نوعی کرم ها رو تداعی می کنه! البته اين صدای کرم ها با تم اوليه آهنگ همراهه. بند آخر ترانه رو در حقيقت واترز فرياد می زنه! تنها کسی که می تونه اين قسمت رو اين طور اجرا کنه خود واترز هست، Hey you, standing in the road آهای، تو که همیشه گوش به زنگی يه نکته جالب ديگه! خود فرد هميشه کارهايی رو که بهش می گفتن انجام می داده، و همين باعث شده که ديگه اختياری از خودش نداشته باشه! باز هم اين ويژگيش رو توی فردی ديگه می بينه... |