در دنياي پُر نوازندة امروز كمتر پيش مي آيد كسي چنان موسيقي بسازد و بنواد كه منحصر به فرد تلقي شود و مارتي فردمن از معدود اين افراد است دقت در خوب شنيدن و همت و ممارست دركنار هم موجب شدهاند كه او به عنوان يك چهره غريب یا (Weird- exofic) در نواختن گيتار و ساخت ملودي سولوها شناخته شود. از چند سال نوازندگي درگروه دوس و پس از آن هاوايي تا تشكيل گروهي منحصر به فرد و تأثير گذار با نام كاكوفوني كه بدون حمايت شركتهاي بزرگ ضبط وپخش موسيقي توانست مدتها دست كم بر ديگر نوازندگان گيتار الكتريك دردنيا مؤثر باشد فردمن هميشه شنونده خوبي بوده و توانسته است از سنتهاي گوناگون موسيقي در توليد موسيقي روز اثر گذار استفاده كند. حتي امروز كه مارتي فردمن پرچمداري ابر ستارگان موسيقي هوي متل- سنتي- گروه مگادث را ترك كرده و می رود که درگروه هاي ژاپني بنوازد. هميشه و در همه حال به عنوان يك موسيقيدان شناخته شده و البته به واسطة اين خاصيت كمتر در فهرست بهترين نوازندگان گيتار در مجلات غير تخصصي موسيقي جاي گرفته است اما معناي دقيق تر اين ويژگي خاص يا غريب بودن چيست؟ بداهه نوازي گيتار يك اصل بديهي در چندين سبك مهم موسيقي مردمي غرب مانند: جَز- بلوز و زيرشاخههاي متنوعشان است. حدود كار بداهه نواز توسط گام يا گام هاي آهنگ،تغييرات فواصل در آكوردها ريتم يا ريتمهاي آهنگ و ملودي يا ملوديهاي اصلي هر قطعه مشخص ميِود. به اين ترتيب نوازندهي سولو برخلاف افرادي كه به تنهايي و بدون گروه بداهه نوازي ميكنند توسط چندين عامل مختلف مهار ميشود و تقريباً به جز چند استرتاتژي اصلي، راهي براي خلق زيبايي پيش او ندارد. روش اول استفاده از عبارت (phrase) هاي جا افتاده و كلاسيك است.حتي بسياري از بزرگان نوازندگي گيتار راك صرفاً با انتخاب جملههاي موسيقييايي متعارف و كنار هم چيدن آنها و نواختن ملودي هاي معمول با سرعتهاي نامعمول عنوان بهترين گيتاريست منتخب در مجلههاو شبكههاي راديو- تلوزيوني را از آن خود ميكنند. درمقابل اين گروه عظيم نوازندگان ( و نه الزاماً در تضاد هميشگي باآنها) عدهاي جاي دارند كه معمولاً به خاطر نوع نواختنشان “ آزاد يا هنري” ( راك هنري، جز آزاد) ناميده ميشود. اينان با دوري هر نوع استراتژي كلاسيك عبارت نامتعارفي را ميسازند كه گاه بيمعني يا بيحس تلقي ميشوند اما درصورت موفقيت در جلب مخاطب وپس از گذشت زماني چند به عنوان هنرمندان كلاسيك شناخته شده و عبارتها و استراتژيهايشان توسط مقلدان آتي كلاسيك خواهدشد. دسته سوم كم تعدادترين دسته و بهرهمند از هر دو استراتژي پيشينياند كه مارتي فردمن هم جزو آنهاست.اين نوع نوازندگان حتي در بيان يك عبارت از هر دو سنت بهره ميگيرند يعني نيمي از عبارت را به صورت سنتي و در گامهاي متعارف ماژور، مينور وبلوز و نيم ديگر را درانواع گامها، مد ( مقام) ها و ترتيبهاي نامتعارف ديگر اجرا ميكنند. با دنبال كردن يك خط محسوس اما غيرواضح ملوديك و افزودن نُت هاي تزئيني و آرپژها و دقت در جزئياتي مثل چپ يا راست نواختن ( پيك ) ها فردمن در عين ادامهي روايت از هر نوع مركز معنائي ميگريزد و با اشارههايي به سنتهاي فرهنگي ديگر كه جايي و ريشهاي در سنت هاي كلاسيك ساير كشورها دارد در رسيدن به اجرايي پست مدرن از قصههاي كهنة يك ملودي به موفقيت ميرسد. فردمن با داشتن گوش موسيقيايي حساس و با بهرهمندي از نعمت مطرح شدن در رسانههاي گروهي و نيز به واسطه دقتي كه در ساخت صداها با بيش از 40 گيتار الكتريك خود داردتوانسته است در پي علايق شخصياش كه انصافاً به دغدغههاي فيلسوف هاي پست مُدرن ميماند، بَرَود. او نوشتن و صحبت كردن به زبان ژاپني را به خوبي فراگرفته است. سفر به نقاط مختلف جهان و نواختن سرود ملي-محلي كشورها با گيتار الكتريك از برنامههاي جاري و روزمرهي اوست. دقت و وسواس در اجرا در عين وانهادن بسياري از جزئيات به ناخودآگاه باعث شده فردمن گاه مانند دورة همكارياش با گروه مگادث نامزد دريافت 5 جايزه گرمي ( و هيچكدام را نبرد!) و از سويي به خاطر احترام وتوجهاش به فرهنگ ژاپني مورد تقدير نخست وزير ژاپن قرار بگيرد مارتي فردمن جداي از داشتن پشتوانة علمي و تجربي در سبكهاي راك، كانتري، جَز، بلوز وكلاسيك غرب تحت تأثير موسيقي چين، ژاپن، هند، تركيه و ايران است. |
